اساس دانش نرمش و اساس ناداني درشتي است . [امام علي عليه السلام]
مطالب متنوع ودل نوشته های یک خوانساری
 RSS 
 Atom 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 1792
بازديد امروز : 5
بازديد ديروز : 12
........... درباره خودم ...........
مطالب متنوع ودل نوشته های یک خوانساری
زهره شاه حیدری[36]
وبلاگ اينجانب به مطالب متنوع وترجيحا آموزنده ازهرنوع بحثي اختصاص يافت

........ پيوندهاي روزانه........
روزهاي بي کسي [2]
گلزارعشق [2]
بهترين روش پولدارشدن [2]
خوبان مهتابي [2]
شب هاي بي ترانه [3]
بازهم تنهايي [2]
تلنگر [2]
پروانه ات خواهم ماند [2]
دلتنگي [2]
فقط مهدي سلوکي [2]
صداي سکوت [2]
من ودل [2]
غمزده عشق [2]
دل شکسته تنها [2]
فرصتي براي عاشق شدن [2]
[آرشيو(69)]


............. بايگاني.............
رازعشق [9]
خاطره دخترکوچولو [3]
خاطرات دخترکوچک [4]
خاطرات من [5]

........... دوستان من ...........
حقوق زنان
یادداشتهای شخصی خسرودهاقین
سوغات خوانسار
فقط دیدنی
موسسه فیلمسازی
یادباران
یاداشتهای یک سرباز
تفریح 1387
خوانساربهشتی دیگر
استان زیبای گیلان
دختربهار
مستندساز
نازنین فاطمه
خطم خالی
حرفهای دل
وبلاگ مطالب جذاب کامپیوتری
یک جرعه زندگی
آرزوی عزیز
وبلاگ یک دوست شاعر
فیلترشکن قوی
وبلاگی به مدیریت خانم مومنی

......... لوگوي دوستان من .........






............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 

............آواي آشنا............
" width="130" height="50" type="applicat" style="border:1px black solid; background-color:#000000;" title="!در حال خواندن وبلاگ من، موسيقي مورد علاقه‏ام را بشنويد" width="130" height="50" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
........... طراح قالب...........


   1   2      >
  • + خاطره دخترکوچولو

  • نويسنده : زهره شاه حیدری:: 17/2/1387:: 10:22 عصر
    روزها از پي هم مي گذشت و رازنهان دردل دخترک تبديل شده بود به غصه اي که فقط درمواقع تنهايي ودرخودبودن دخترکوچولو اوراغرق در روياپردازي وقصه نويسي مي کرد.اوج اين خيال پردازيها دردوران دبستان اوبود .حتي روي درسش هم اثرگذاشته بود .تاقبل ازورود به مدرسه درست نمي دانست که واقعيت زندگي  اوچيست.اماوقتي قدم به کلاس اول گذاشت يکي ازدوستانش که جريان راازمادرش شنيده بود واقعيت رابراي اوهم تعريف کرده وباعث شده بودتادخترک گريان به خانه بيايد واشکهاي پياپي او آنچنان دل مادربزرگ وپدربزرگ رابه دردآورده بود که آنها تصميم گرفتند بامشورت با پدر تصميمي اتخاذکنند تا دخترک درآرامش سالهاي خردسالي ونوجواني راطي کرده وبه بزرگسالي برسد.آن روز پدربزرگ دخترک رادرآغوش مهرباني خويش کشيده بود و بانوازش به اوفهماند که اينجا خانه توست توروي سرماجاداري وازفرزندمان هم عزيزتري .آشيانه توقلب عاشق پدربزرگ ومادربزرگ است. درسالهاي دبستان به کرات مادرم رامي ديدم که گريان به خانه ما مي آيد .باوجوداينکه ازاوتقاضا کرده بودن براي آرامش من خودش رابامن رودررو نکند بااين حال ملاقاتهاي گاه به گاه او دوران دبستان مراباتلاطم زيادي روبرو کرد.اما هيچ وقت غصه دلم درسيمايم آشکارنمي شد و فقط گاهي اوقات درخيالم قصه مي ساختم وپايان قصه با آرامشم توام بود.ازهمان زمان خردسالي به قصه نويسي علاقه خاصي داشتم وقدرت روياپردازي خوبي هم درقصه هايم داشتم. محل تحصيلم دبستان وليعصربود که مدتي هم مدرسه کودکان استثنايي شد واکنون به دليل قدمت ساختمان ديگراستفاده نمي شود هراز"گاهي با گذرازخيابان پانزده خرداد بانگاه به ساختمان مدرسه خاطرات درذهنم به هم پيوندمي خورند ومدتي مرابه گذشته مي برند.دردوران کودکي شيطنت هاي زيادي هم داشتم اغلب کارهايم پسرانه بودند يادم هست با بچه هاشمشيربازي فوتبال و..مي کرديم وبه دفعات هم سربسر حاج آقا کمال نبوي امام جماعت محل مي گذاشتيم .سرنگ هاراآب مي کرديم وقايم شده وآب را روي سرمردم مي ريختيم .فکرکنم اگربخواهم حلاليت بطلبم يکسالي وقت بايد بگذارم .دلتنگيها ومشکلاتي که بعضا به خاطر جدايي والدينم براي من پيش مي آمد ازهمان خردسالي مرامصمم کرد تادرزندگي مشترکم  نگذارم مشکلي رخنه کند وهم وغم خويش رابراي دوام آن بگذارم.خوب خداراشکر ازدواج براي من پايان اکثرآن دلتنگيهاي نهان بود .بيش ازاين وقت دوستان رانمي گيرم وادامه خاطراتم رادرپست بعدي بيان مي کنم

    آ



  • + خاطرات دخترکوچک

  • نويسنده : زهره شاه حیدری:: 14/2/1387:: 9:40 صبح
    دخترکوچک قصه ما همين طوردرميان شاديهاي فراوان دوروبرخودش قدمي کشيد وبزرگ وبزرگ ترمي شد.امايک سوال توي ذهنش بود که اون روفقط باقاصدک مطرح مي کرد.حتي وقتي خيلي دلتنگ کساني مي شد که مي دونست هستند ولي فعلانمي تونه اونهاروببينه حرف دلش روبه قاصدک مي زد تابره وپيغامش روبه اونهابده.زندگي باتمام شاديها ولبخندهاي بچه گانه ادامه داشت .محبت هاي مادربزرگ هم بي اندازه بود حتي بقيه به خنده مي گفتند کاش ماهم که بچه بوديم اينقدرتوجه داشتي. بهرحال زندگي روال خودش روطي مي کرد بازيهاي شاد بچه هاي محل هرروزادامه داشت وهعصرهنگام صداي خنده وشادي اونهاتمام محله راپرمي کرد.اون وقتها ازهرخانه اي يکي دوتابچه روانه کوچه مي شدند ويه جمع شلوغ وپرسروصداراتشکيل مي دادند کسي هم اعتراضي نمي کرد انگار باوجودشيطنت بچه ها محل هم رونق خاصي مي گرفت واونهايي که بي حوصله مي شدند احساس مي کردند شادابي خاصي مهمان دل تنگشون شده.خانم مرتضوي هم هرروز به جمع زنان محل اضافه مي شد تادرگردهمايي روزانه اونهاشرکت کنه .يکي اززنان فعال وتحصيل کرده خوانساري که تمام فرزندانش مدارج بالاي علمي راطي کردند ويکي ازاونهاهم متخصص مشهور جراحي قلب درآمريکا بود که به خاطرتخصص وشهرتش اجازه ندادند به ايران برگرده.رويا مرتضوي دخترکوچک نامبرده هم تاآنجايي که يادمه تحصيلاتش رادرمقطع کارشناسي ارشدشيمي ادامه داد ويکي ديگرازپسرانش صاحب يک شرکت بزرگ کامپيوتري درتهرانه.همسرخانم مرتضوي هم سالهادبيررياضي درشهرستان خوانساربودند.اکثرخانواده هاي محله رئيسان صاحب فرزنداني بودند که مدارج بالاي علمي راطي کردندوتعداد زيادي ازاونها روانه خارج ازکشورشدند.خيلي دلم مي خواديه فرصتي بذارم وبيام دراين مورد حسابي اطلاعات جمع کنم ونام وشهرت تمامي جوانان موفق شهرمان رايادداشت کنم.بگذريم اون روزها هنگام تابستان نيما نغمه و پريسا هم هرازگاهي مهمان مامي شدند وباشيطنت هاشون لرزه به تن دخترکوچولو مي انداختند هروقت ميومدند تمامي اسباب بازي هاي دخترک توي کوچه پخش مي شد .بيچاره پسرعمه دخترکوچولو فقط کارش مي شد جمع کردن وقايم کردن اونها .اومدنشون براي دخترکوچولو هم شادي آوربود هم استرس آور.بهرحال مي گذشت وکاريش نمي شد کرد.نيما ونغمه چندوقت بعدبراي هميشه به سوئدرفتند .نيما حالامتخصص جراحي ايمپلاند (دندانپزشک)درکشورسوئد شده واين تخصص روباشيوه نوين علمي دراون کشوربدست آورده.نغمه هم فوق ليسانس معماري داره وهمسرش هم دکتراي همين رشته رو گرفته وحالا درکشورانگلستان سکونت دارند نغمه هم تحصيلاتش رو دررشته مديريت هتل داري درکشوراستراليا ادامه داد وحالا صاحب دوبچه شده وهمراه باهمسراسکاتلندي خودش ساکن آمريکاست .بله اوج آمال تمامي بچه هاي اون محل ادامه تحصيل بود .بيشترازاين وقت شمارانمي گيرم و ادامه خاطراتم رادرقسمت بعدبيان مي کنم
    موفق باشيد



  • + خاطره دخترکوچولو2

  • نويسنده : زهره شاه حیدری:: 7/2/1387:: 10:42 عصر
    سلام
    خواستم به نوشتن خاطره ادامه بدهم که مطلبي نظرم راجلب کرد .البته بيان خاطرات هدف اصلي من است که بعدازاين مطلب دنباله آن رانقل مي کنم.اکثرما دوست داشتن وعشق رادرديگري جستجو مي کنيم اما به خودعشق ورزيدن هم بسيار مهم است.
    ازخودانتقاد نکنيد:
    خودراهمان شکلي که هستيد بپذيريد .خودتان رابه باد انتقاد نگيريد وقتي خودتان راتشويق مي کنيد تغييراتي که دردرون شما بوجود مي آيد روند مثبت به خودمي گيرد.
    خودرا به ترس ووحشت نيندازيد.
    درصورت به وحشت انداختن خودتان وادامه يک چنين رويه اي زندگيتان مصيبت بارمي شود.
    مهربان آرام وصبورباشيد
    باخودمهربان باشيد ورفتاري خوشايند داشته باشيد درحالي که شيوه هاي جديد تفکررافرامي گيريد صبوروشکيبا باشيد ونسبت به خود باگذشت باشيد همانطورباخودرفتارکنيد که باعزيزي رفتارمي کنيد که ازصميم قلب دوستش داريد
    باذهن خودمهربان باشيد
    اگرنسبت به خوداحساس ناخوشايندي داشته باشيد خيلي زودازتمام تفکرات وانديشه هايتان نفرت پيدامي کنيد .ازخودبراي افکارمنفي اتان متنفرنشويد به آرامي آنهاراتغييردهيد.
    خودراتحسين کنيد
    تعريف ازخوداعتمادبه نفس رادرشما افزايش مي دهد
    ازخودحمايت کنيد
    شيوه هايي رابراي حمايت ازخودتان پيداکرده واجازه بدهيد دوستانتان به شماکمک کنند.به اين شکل قويترازقبل مي شويد
    نسبت به افکارمنفي وبدبينانه تان مهربان باشيد
    اعتراف کنيد که اين افکارراشماخلق کرده ايد تانيازي رابرطرف کنيد وبه اين شکل درحال يافتن شيوه هايي جديد ومثبت براي رفع آن نيازهاهستيد
    ازجسم خودمراقبت بعمل آوريد
    اعجازآينه
    تامي توانيد درآينه به چشمان خودنگاه کنيد احساس عشقي راکه نسبت به خودداريد درآينه به خودابرازکنيد باآينه دوست باشيد وبه وفورازآن استفاده کنيد ودرآن خودراتحسين کنيد.دست کم روزي يک مرتبه درآينه به خودبگوييد دوستت دارم.ازصميم قلب دوستت دارم
    به خودعشق بورزيد
    اين کاررادرهرشرايط روحي که هستيد انجام دهيد وازصميم قلب عاشق خودباشيد
    مطالب خيلي ازدوستان را که خواندم اززندگي درشهرخوانسار گلايه دارند وحتي شرايط آن راباعث ايجادافسردگي مي دانند. مشکل اغلب ماايرانيها دراين است که شرايط ديگري راهميشه عالي ديده وخود را ومنطقه خودرابه بادانتقاد مي گيريم.مابايد قابليت هاي خود وتواناييهاي خودرابشناسيم .هرانساني با جادوي تفکروانديشه ونيروي دروني اش مي تواند بهترين باشد وبهترين هارابسازد



       1   2      >

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ