فرشتگان با خشنودي بالهايشان را براي جوياي دانش مي گسترانند . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
مطالب متنوع ودل نوشته های یک خوانساری
 RSS 
 Atom 
خانه
ايميل
شناسنامه
مديريت وبلاگ
کل بازديد : 1792
بازديد امروز : 5
بازديد ديروز : 12
........... درباره خودم ...........
مطالب متنوع ودل نوشته های یک خوانساری
زهره شاه حیدری[36]
وبلاگ اينجانب به مطالب متنوع وترجيحا آموزنده ازهرنوع بحثي اختصاص يافت

........ پيوندهاي روزانه........
روزهاي بي کسي [2]
گلزارعشق [2]
بهترين روش پولدارشدن [2]
خوبان مهتابي [2]
شب هاي بي ترانه [3]
بازهم تنهايي [2]
تلنگر [2]
پروانه ات خواهم ماند [2]
دلتنگي [2]
فقط مهدي سلوکي [2]
صداي سکوت [2]
من ودل [2]
غمزده عشق [2]
دل شکسته تنها [2]
فرصتي براي عاشق شدن [2]
[آرشيو(69)]


............. بايگاني.............
رازعشق [9]
خاطره دخترکوچولو [3]
خاطرات دخترکوچک [4]
خاطرات من [5]

........... دوستان من ...........
حقوق زنان
یادداشتهای شخصی خسرودهاقین
سوغات خوانسار
فقط دیدنی
موسسه فیلمسازی
یادباران
یاداشتهای یک سرباز
تفریح 1387
خوانساربهشتی دیگر
استان زیبای گیلان
دختربهار
مستندساز
نازنین فاطمه
خطم خالی
حرفهای دل
وبلاگ مطالب جذاب کامپیوتری
یک جرعه زندگی
آرزوی عزیز
وبلاگ یک دوست شاعر
فیلترشکن قوی
وبلاگی به مدیریت خانم مومنی

......... لوگوي دوستان من .........






............. اشتراک.............

نام:

ايميل:

 

............آواي آشنا............
" width="130" height="50" type="applicat" style="border:1px black solid; background-color:#000000;" title="!در حال خواندن وبلاگ من، موسيقي مورد علاقه‏ام را بشنويد" width="130" height="50" type="application/x-mplayer2" autostart="true" loop="true" SHOWSTATUSBAR="1" ShowPositionControls="0">
........... طراح قالب...........


   1   2      >
  • + دلنوشته

  • نويسنده : زهره شاه حیدری:: 31/3/1387:: 9:16 عصر
    سلام دوستان
    اين روزها درگيرامتحانات دانشگاه پيام نورم وواقعا ازنظرروحي خسته شدم.دردلم آرزوي يک تعطيلي يکي دوماه رادارم ولي خوب قسمت نيست.خيلي دلم مي خواهد به خوانسارسري بزنم حال وهوايي تازه کنم وسرخاک مادربزرگ نازنينم هم بروم. چقدراين عمرماآدمها سريع مي گذرد وماهم متوجه ازدست رفتن اين گوهربي نظيرنيستيم.بقيه فرصتهارامي شودجبران کردولي گذرعمررانه.انگارهمين روزهابود که درتب وتاب کنکوربه سرمي بردم و هربار که رييس سازمان سنجش مي آمدودرتلويزيون حرف ازکنکورمي زدکلي استرس مي گرفتم.اين هم معضلي است درجامعه ما که همه اميد وآرزويمان رادرقبول شدن دردانشگاه واستخدا م دريک اداره دولتي مي بينيم.اگرماايرانيها ذره اي به استعداد خويش واقف بوديم وهمت وفکر وسرمايه امان رادرراه توليد صرف مي کردم اکنون وضع جامعه مابهترازاين حرفهابود.توليد که نبايد يککارخانه عريض وطويل باشد .توليد ازراه اندختن يک باغچه کوچک تايک کارگاه کوچک و..مي تواندباشد.سنت زيبايي که درشهرخوانساررايج است علاقه مردم به درختکاري وگل وگياه است.هرخانه اي که حياط دارد حتمادرختان ميوه و باغچه سبزي وصيفي جات هم دارد.خودهمين مزارع کوچک توليد ميوه وسبزي رادرسطح وسيعي درشهرسبب شده است.حال فرهنگ توليد که درمان اقتصاد بيمارکشورماست اگردرنهاد تک تک ما قرار بگيرد خودحساب کنيد ببينيد چقدرمشکلات ماراحل مي کند.کشورهلند اندازه استانهاي شمالي ماهم نمي شودولي بااستفاده ازفناوري نوين توليد گل درسطح جهاني را بعهده دارد.ياهمين هنگ کنگ که توي نقشه باذره بين پيدامي شود وخوانسارماکلي ازآن بزرگتراست به يکي ازکشورهاي توسعه يافته بدل شده.حال ماايرانيها درکشوري پرازگنج بااستعدادهاي درخشان زندگي مي کنيم وباقدري همت بهترين مي شويم



  • + خاطرات يک خوانساري

  • نويسنده : زهره شاه حیدری:: 21/3/1387:: 8:8 عصر
    سلام دوستان
    مدتي است که درتلاطم انتخاب رشته براي ادامه تحصيل هستم.ديگه دلم نمي خواد توي رياضي ادامه تحصيل بدم چون ازصميم قلب اين رشته رودوست ندارم.سال 1372بودکه درمقطع کارشناسي رياضي محض دردانشگاه صنعتي اصفهان پذيرفته شدم.اون سال مي خواستم يک سال صبرکنم تادرکنکورسال آينده امتحان بدم ولي خوب..............
    بگذريم. سالهاي تحصيل باسختگيريهاي دانشگاه گذشت و من هم يک سال بعدازفارغ التحصيلي درپيام نورخوانسار مشغول به کارشدم اون هم دربخش کامپيوتر که واقعا بهش علاقمندبودم.همين باعث شد که ديگه تامدتها به فکرادامه تحصيل نيفتم .نمي دونم شايد هم داشتم با خونواده که به اصرار اونها دررشته رياضي ادامه تحصيل دادم لج مي کردم.دوران دانشجويي هم عالمي داشت پرازشيطنت .يادش بخير نزديک خوابگاه يه زمين محصورشده براي بازي بود که بادوستام بعضي وقتها مي رفتيم واليبال ووورزشهاي ديگه مي کرديم.گاهي وقتها هم مي رفتيم جنگل دانشگاه وحسابي ازهواي مطلوبش استفاده مي کرديم. به خاطر جوسختگيرانه دانشگاه مجبوربوديم درس هم بخوانيم وخلاصه تلاش زيادي مي بايست مي کرديم تانمره بياريم .اکثرکتابهاي تخصصي ماانگليسي بود وکلي حرص مي خورديم تااونهاروترجمه مي کرديم همين باعث شد که زبان ماهم قوي بشه .دانشگاه صنعتي اصفهان واقعاازدانشجوهاش کارمي کشه.اماحيف که محيط جامعه به تخصص وسواد اهميتي نمي ده ومدارک ارزشيابي نمي شند.وقتي واردمحيط کارمي شي چيزهاي ديگه اي براي پيشرفت توملاکه وسواد وتخصص توجايي نداره.اونوقته که غبطه مي خوري کاش توي دانشگاه صنعتي درس نخونده بودم تاحالا اينجوري دلم نسوزه.ناشکرنيستم خداراشکربهرحال توي اين بحران بيکاري دستم به جايي بنده .ولي خوب هميشه دلم مي خواد پيشرفت کنم ويه آدم ماشيني وتکراري بازندگي يکنواخت نباشم


  • + خاطرات يک خوانساري

  • نويسنده : زهره شاه حیدری:: 17/3/1387:: 10:34 عصر
    سلام
    درودبر همه همشهريهاي گرامي .تمام آنهايي که صميمانه به شهرکوچک وزيبا همراه بافرهنگي کهن عشق مي ورزند.درودبرهمه دوستانم آنهايي که سالهاست نديدمشان ودرخاطرات من جادارند وسلام برگرانمايگاني که حالا از مهرخويش بر دوستيمان پرتوفکني مي کنند.
    سالهاي عمرمن همه درشهرخوانسارگذشت وحالاکه به گذشته هابرمي گردم مي بينم که چه لحظات شيريني درزندگيم گذشته.جذاب ترين قسمت زندگي ماآدمها باهم بودن ماست.واقعا اگرفکرمي کرديم ومي ديديم که دورهم بودن ودرکنارهم بودن ماچقدر به عمرمااضافه مي کنه وچقدرزياد شادي آوره سعي مي کرديم بدون اينکه دنبال بهانه اي براي نقادي کردن ازهمديگه باشيم ازباهم بودنمون فقط لذت ببريم.قاعدتا درزندگي براي هروصلي فراغي هست چراکه روزي خواهداومد که همديگه روترک کنيم وبه ديارباقي بريم.اون وقته که خاطرات زيبا به ماآرامش وجدان مد دند وخوشحال مي شيم که هيچ کس رو آزارنداديم.اون روزها درزمان تحصيلم مادربزرگ حساسيت مخصوصي روي درس من داشت وبه دقت مراکنترل مي کرد که خوب درس بخونم.البته من هم علاقمند به تحصيل بودم ولي خوب درعالم بچگي آرزو مي کردم کاش مادربزرگ اين همه سخت گيري نمي کرد.حالا مي بينم اگه بسياربيشتردرس خونده بودم وادامه تحصيل هم مي دادم حسرت خيلي چيزهارونمي خوردم.باوجودهمه مشکلات اقتصادي جامعه هنوزهم ادامه تحصيل يه رنگ وبوي ديگه داره.هنوزهم آينده آدم باتحصيلات روشن تره واينو اون روزها مادربزرگ به خوبي حس کرده بود.کاش ذره اي بيشتربه حرفاش گوش داده بودم.کاش ماهاازتجربيات بزرگترهامون خوب استفاده مي کرديم. 



       1   2      >

  • ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ