سلام دوستان
اين روزها درگيرامتحانات دانشگاه پيام نورم وواقعا ازنظرروحي خسته شدم.دردلم آرزوي يک تعطيلي يکي دوماه رادارم ولي خوب قسمت نيست.خيلي دلم مي خواهد به خوانسارسري بزنم حال وهوايي تازه کنم وسرخاک مادربزرگ نازنينم هم بروم. چقدراين عمرماآدمها سريع مي گذرد وماهم متوجه ازدست رفتن اين گوهربي نظيرنيستيم.بقيه فرصتهارامي شودجبران کردولي گذرعمررانه.انگارهمين روزهابود که درتب وتاب کنکوربه سرمي بردم و هربار که رييس سازمان سنجش مي آمدودرتلويزيون حرف ازکنکورمي زدکلي استرس مي گرفتم.اين هم معضلي است درجامعه ما که همه اميد وآرزويمان رادرقبول شدن دردانشگاه واستخدا م دريک اداره دولتي مي بينيم.اگرماايرانيها ذره اي به استعداد خويش واقف بوديم وهمت وفکر وسرمايه امان رادرراه توليد صرف مي کردم اکنون وضع جامعه مابهترازاين حرفهابود.توليد که نبايد يککارخانه عريض وطويل باشد .توليد ازراه اندختن يک باغچه کوچک تايک کارگاه کوچک و..مي تواندباشد.سنت زيبايي که درشهرخوانساررايج است علاقه مردم به درختکاري وگل وگياه است.هرخانه اي که حياط دارد حتمادرختان ميوه و باغچه سبزي وصيفي جات هم دارد.خودهمين مزارع کوچک توليد ميوه وسبزي رادرسطح وسيعي درشهرسبب شده است.حال فرهنگ توليد که درمان اقتصاد بيمارکشورماست اگردرنهاد تک تک ما قرار بگيرد خودحساب کنيد ببينيد چقدرمشکلات ماراحل مي کند.کشورهلند اندازه استانهاي شمالي ماهم نمي شودولي بااستفاده ازفناوري نوين توليد گل درسطح جهاني را بعهده دارد.ياهمين هنگ کنگ که توي نقشه باذره بين پيدامي شود وخوانسارماکلي ازآن بزرگتراست به يکي ازکشورهاي توسعه يافته بدل شده.حال ماايرانيها درکشوري پرازگنج بااستعدادهاي درخشان زندگي مي کنيم وباقدري همت بهترين مي شويم